سديد الدين محمد عوفى
353
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مردى بىباك بود و البته بر آن التفات نكرد ، مروى را بكشيد « 1 » و ببرد « 2 » . زن چون « 3 » در دست او عاجز شد صورت آن به سرانگشت بر روى خاك بنوشت و چون ابو صابر برسيد « 4 » و آن نوشته را بخواند از غايت دهشت و حيرت « 5 » خواست كه از پاى درآيد اما به صبر خود را برجاى بداشت و با دلى پر محنت روى به شهر نهاد . اتفاق را « 6 » در آن شهر اميرى ظالم بود و كوشكى « 7 » بنا مىكرد و هر غريبى كه در آن شهر آمدى « 8 » او را بيگار « 9 » فرمودى « 10 » و به « 11 » گل و خشت « 12 » كشيدن بردى « 13 » تا « 14 » همه روزكار كردى و نماز شام دو تا نان به وى « 15 » دادندى تا بخوردى « 16 » . روزى مردى از آن اسيران مظلوم از نردبان در افتاد و ناله و فرياد برآورد « 17 » و گفت : اى « 18 » قادر بر كمال مرا ازين رنج و محنت فرج ده « 19 » . ابو صابر او را گفت : اى برادر « 20 » صبر كن و جزع منماى كه فرج تو نزديكتر « 21 » است . آن ملك ظالم اين ماجرا بشنيد . بفرمود تا آن مرد كه از نردبان افتاده بود و ناله و فرياد برآورده « 22 » او را « 23 » محقرى بدادند و از وى حلالى « 24 » خواست و ابو صابر [ را ] كه صبر فرموده « 25 » در چاه زندان حبس فرمود « 26 » و گفت : درين چاه صبر كن . ابو صابر البته جزع نكرد و بر صبر مىكوشيد « 27 » و در زندان چاه « 28 » محبوس ماند « 29 » تا برين حديث « 30 »
--> ( 1 ) مپ 2 : مىكشيد ( 2 ) مپ 2 - و ببرد ( 3 ) مج : جوان ( 4 ) مپ 2 : بازآمد ( 5 ) مپ 2 : بغايت متحير شد و ( 6 ) مپ 2 : از اتفاق ( 7 ) مپ 2 + را ( 8 ) مپ 2 : غريب كه مىديد ( 9 ) مپ 2 : كار ( 10 ) مج : گرفتندى ( 11 ) متن - به ( 12 ) مج - و خشت ( 13 ) مج : بردند ، مپ 2 - و به گل و خشت كشيدن بردى ( 14 ) مج - تا ( 15 ) مپ 2 - به وى ( 16 ) مج : به كار بردى ( 17 ) مج : فرياد كردن گرفت ( 18 ) مج : يا ( 19 ) مج : فرجى پديد آيد ( 20 ) مج - اى برادر ( 21 ) مپ 2 و مج و بنياد - تر ( 22 ) مپ 2 - و ناله و فرياد برآورده ، مج - كه از نردبان افتاده . . . برآورده ( 23 ) متن - او را ، مج - او ( 24 ) مج : بحلى ( 25 ) مپ 2 : فرمود ، مج : بصير ميفرمود ( 26 ) متن : فرمود ( 27 ) مپ 2 - و بر صبر مىكوشيد ( 28 ) مپ 2 - چاه ( 29 ) مپ 2 : مىبود ( 30 ) مپ 2 - حديث